سلام دوستان ،

مدتی بود که خیلی دلم هوای مشهد و صحن و سرای امام رضا ( ع ) را کرده بود . بالاخره امام رضا طلبید و من و بابایی و فاطمه گلی به همراه مامان جونی در تاریخ 25 / 9 / 93 با تور هوایی عازم مشهد مقدس شدیم. نزدیک 28 صفر  وشهادت امام رضا هم بود . خیلی خوش گذشت و سفر خیلی خوبی بود . از لحاظ معنوی به دلم نشست . ان شاالله که قبول باشه .  فاطمه جون مامان هم همیشه با بابایی مهربون به حرم می رفت چون که قسمت زنانه خیلی شلوغ بود و فاطمه با باباجونش که بسیار بسیار هم بهش وابسته شده ، زیارت می کرد و هر دفعه از زیارت که می امد . میگفت که چند بار ضریح امام را بوسیده . دخملی مامان خیلی خوش سفر بود و غذاش را هم خیلی خوب می خورد و مثل خونه اذیت نکرد . جای همگی خیلی خالی بود .