دل نگرانی های مامان

دختر نازم :

من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !!

پنجره اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم :

تنهاییت برای من ... غصه هایت برای من ... همه بغضها و اشکهایت برای من ...

بخند برایم ، بخند  آنقدر بلند تا من بشنوم صدای خنده هایت را ...

برگ سبز زندگی ! برایت ساقه ای محکم خواهم شد آنچنان که هیچ پاییزی بر تو اثر نکند و سرو سبز ، بر استقامتت سر خم کند !!!!!  

/ 0 نظر / 14 بازدید