دیروز دخمل نازم را بردم پیرایش کودکان تا موهای قشنگش را کوتاه کنم . به محض اینکه وارد مغازه شد رفت سراغ اسباب بازیها و سوارشون شد و برای خودش تاب تاب عباسی را می خوند . عسل مامان با کارهاش و شیرین زبونیهاش توجه همه را به خودش جلب کرده بود .

توی راه برگشت هم وقتی محمود با سرعت رانندگی می کرد  به باباش گفت : بابا چیکار کردی ؟ مواظب باش من نیفتمقهقهه

 

               قربون دختر شیرین زبونم برم ماچ  

 

  احساسات مادرانه

دخترکم : تو گل بی خاری که خدای مهربون به من و بابات هدیه داده گل

تو سراسر پاکی و معصومیتی گل

وقتی که می خندی تمام وجودم سر شار از سرور و شعف می شه ، دیگه غم و غصه را فراموش می کنم گل

با تو ، تو آسمونها سیر می کنم ، تو فرشته ناز منی ، تو حس زیبای لطافتی ، تو طراوتی ، تو گل یاس منی گل

وقتی که خسته ام و تو را تو آغوشم می گیرم، خستگی از تنم بیرون میره گل

دوست دارم هر چی که دارم تقدیمت کنم ، تموم هستی ، تموم عمرم و تموم زندگیم تقدیم تو باد .گل

شاهزاده کوچولوی مامان ان شاءالله که همیشه تنت سالم و لبت خندان باشه قلب

/ 1 نظر / 7 بازدید
مامان اميرمهدي كوشمولو

قربون تو دخملي شيرين زبونم [بغل] خاله اي تو ته تهاي دلم نشستي ها [قلب][ماچ][قلب] ماماني ممنون از بابت تبريك تولد اميرمهدي ما [گل] و براي همه ي حساي قشنگت ما هم ايضا و براي دعاهات هم همگي الهي آمين [لبخند]