دختر نازم را وقتی که ١٨ ماهش تمام شد . گوشهای قشگلش را با دردسر زیادی سوراخ کردم .جریان از این قرار بود :

همین که دکتر نکوئی خواست با خودکار علامت سوراخ را روی گوشهای قشگل عسلم بزاره .جیغش در اومد و چند نفر بسیج شدند ، دست و پاهاش را گرفتند و با کمک آنها بالاخره گوشهاش را سوراخ کردیم . اماتا چند وقت از دکتر می ترسید و می گفت : " عمو دکتر گوشام را اوخ کرد" و هر کی را شبیه دکتر نکوئی می دید ازش می ترسید .

/ 0 نظر / 4 بازدید