سفرنامه کردستان و کرمانشاه

عصر روز 13 خرداد به قصد کردستان به همرا ژیلا دوستم و شوهرش و دخمل گلش فرگل راهی سفر شدیم . شب را در ساوه اطراق کردیم و  صبح به سمت همدان راهی شدیم درصبحانه را میل نموده و راهی سندج شدیم  و ناهار را رستوران خوردیم  و خانه معلم هم راهم برای خوابمان رزرو کردیم  و به طرف پارک آبیدر سسندج رفتیم . پارک قشنگی بود اما باتوجه به توصیفاتی که توی اینترنت خونده بودم که دارای هزاران چشمه طبیعی و ... است چنگی به دل نمی زد . از بازار سر پوشیده اش هم دیدن کردیم اما چیزی نخردیم و برای دیدن مسجد جامعش رفتیم که دیر رسیدیم و نشد از مسجد دیدن کنیم اما به سفره خانه سنتی اش رفتیم و از نان پنیری که خودشان می گفتند پیتزای سنندج خوردیم .

روز چهارشنبه 15 خرداد به طرف مریوان راهی شدیم کردستان طبیعت بسیار زیبایی دارد صبحانه رابین راه خوردیم و از قرآن نگل در روستای نگل که مربوط به رمان خلیفه چهارم بود وبر روی پوست آهو به خط کوفی نوشته شده بود دیدن کردیم البته داستان پیدا کردن قرآن هم جالب بود که متاسفانه وقت ندارم که تعریف کنم .

حدود ساعت 3 به مریوان رسیدیم بعد از گرفتن هتل برای خوردن نهار به رستوران ژه من رفتیم که از رستوران های معروف آنجا بود ام متاسفانه غذا تمام شده بود و بعد آدرس رستوران هروار را دادند که غذایش هم خدایی خیلی خوشمزه بود عصر هم بعد از استراحت کوتاهی برای دیدن دریاچه زیبار رفتیم جایتان خیلی خالی بود خیلی خیلی قشنگ بود و طبیعت زیبایی داشت  کلی خوش گذشت  .

صبح روز پنج شنبه صبحانه را سر یک مزرعه بسیار زیبا در مریوان نوش جان کردیم و رفتیم بازار مریوان که متاسفانه اصلا" چنگی به دل نمی زد و پس از یکی دو ساعت پرسه زدن توی بازار تصمیمی گرفتیم که ناهار را بخوریم و راهی منطقه اورامان که بسیار از زیباییش شنیده بودیم برویم ناهار را دوبار رستوران هروار خوردیم و راهی شدیم . جادهای بسیار پیچ در پیچ و طبعت بی نهاین زیبا و بکر بین راه آدم را به وجد می آورد . واقعا" آدم لذت می برد . بعذد از دو ساعتی رانندگی که از روستای اورامان گذشتیم و بعد از راهنامیی مردم خوب و هممان نواز آن منطقه متوجه شدیم که 4 ساعت دیگه هم باید رانندگی کنیم تا به آبشارش برسیم و افراد آن منطقه گفتند که به شب بر می خوریم و جاده خطرناک است و از همین جا بر گردید ما هم دست از پا دراز تر به طرف پاوه برگشتیم .شب راهم توی پاوه اطراق کردیم . اما خداییش مردم استان کردستان مردم بسیار مهمان نوازی هستند .

صبح روز جمعه بعد از خوردن صبحانه از غار قوری قلعه دیدن کردیم غار بسیار زیبایی بود و واقعا" آدم در بزرگی و قدرت خداوند می ماند.

عصر هم به کرمانشاه رسیدیم . کرمانشاه شهر بسیار تمیز و با شهریت بسیار عالی بود مستقیم به طاق بستان رفتیم نهار را توی رگ زدیم و از طاق بستان هم دیدن کردیم و یکی از اتاقهای vip خانه معلم راهم رزور کردیم که دست کمی از هتل 5 ستاره نداشت و بسیار تمیز و مرتب و به روز بود. بعد از کمی استراحت از بیستون دیدن کردیم آنجا هم بسیار دیدنی بود و از طبیعت بکر بر خوردار بود .

صبح روز شنبه هم بعد از خوردن صبحانه کمی توی پاساژهای کرمانشاه گشتیم و حدود ساعت 11 به طرف خرم آباد برای برگشت به اصفهان راهی شدیم .

توی این سفر به دخمل نازم به قول خودش خیلی خیلی خوش گذشت . البته شاید به خاطر وجود فرگل کوچولوی ناز قشگل هم بود . ناگفته نماند که باوجود این ،گاهی اوقات از روی دنده بد قلقی بلند می شد و همه را با جیغهایش کلافه می کرد. اما در کل بسیار خوش گذشت چون با افراد خوش سفر، همسفر بودیم.

به امید سفرهای به یاد ماندنی در آینده

/ 1 نظر / 126 بازدید
ضد درغگو

این قران بگیردت کجاش مربوز به خلیفه 4 بود تاریخ را همین جوری تحریف می کنید همین حضرت علی اگر با یک دختر پیامبر ازدواج کرد حضرت عثمان با دو دختر پیامبر ازدواج کرد وبهش صاحب دو نور می گفتند